خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از زیبایی و ظرافت لباس و اندام معشوق سخن میگوید و به آن حسادت میورزد. او معتقد است که روح معشوق از نازکی لباسش قابل مشاهده است.
این متن دارای مضامین عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۴۱۸ - قبا و پیرهن او که میرسد به تنش
قبا و پیرهن او که میرسد به تنش
من از قباش به رشکم قبا ز پیرهنش
عجب اگر نتوان نقش خاطرش دریافت
ز نازکی بتوان دید روح در بدنش
من از قباش به رشکم قبا ز پیرهنش
عجب اگر نتوان نقش خاطرش دریافت
ز نازکی بتوان دید روح در بدنش
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۷ - نام سرچشمهٔ حیوان چه بری با دهنش
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹ - دل رفت و روزها شد کز وی خبر نیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.