خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد دلهای بیپاسخ و ناتوانی در بیان احساساتش میگوید و با اشاره به کرشمههای معشوق و نقاشی ناقص، از سرنوشت محتوم و ناتوانی در تغییر آن شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و ادبی پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب مخاطبانی با سطح درک بالاتر از ادبیات و احساسات انسانی است.
غزل ۴۰۷ - کرشمههای سر زلف در بنا گوشش
کرشمههای سر زلف در بنا گوشش
حدیث درد دلم ره نداد در گوشش
اگر زخامه کج افتاد نقش ما چه کنیم
چگونه عیب توانیم کرد بر نقاش؟
حدیث درد دلم ره نداد در گوشش
اگر زخامه کج افتاد نقش ما چه کنیم
چگونه عیب توانیم کرد بر نقاش؟
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۶ - گویم ببخش جان من او گویدم که نه
گوهر بعدی:غزل ۴۰۸ - گر مرا با بخت کاری نیست گو هرگز مباش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.