خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از از دست دادن دلی که با صبر آشنا بود ابراز تاسف میکند و از بیخوابی شبانه به دلیل یادآوری معشوق میگوید. سپس به بلبل توصیه میکند که از بیوفایی گل شکایت نکند، چرا که زیبایی همواره بیوفا بوده است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۳۲۲ - برفت آن دل که با صبر آشنا بود
برفت آن دل که با صبر آشنا بود
چه میگویم ؟ نمیدانم کجا بود ؟ ۱
همه شب دیدهام خفتن ندادست
که بوی گلرخ من باصبا بود ۲
منال ای بلبل از بد عهدی گل
که تابودست خوبی بیوفا بود ۳
چه میگویم ؟ نمیدانم کجا بود ؟ ۱
همه شب دیدهام خفتن ندادست
که بوی گلرخ من باصبا بود ۲
منال ای بلبل از بد عهدی گل
که تابودست خوبی بیوفا بود ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - از کجا مست آمدی ای مه که غارت شد نماز
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو کز زلف تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.