خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد عشق و نادانی خود میگوید، از بیوفایی معشوق شکایت دارد و از غم و پشیمانی خود سخن میراند. او معشوق را خسروی میداند که رخش غبارآلود است و در جستوجوی وفا از خوبرویان است.
محتوا دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳۱۸ - من بیچاره را کشته است خوش خوش
من بیچاره را کشته است خوش خوش
همی خندد پشیمانی ببیند
همیجوید وفا از خوب رویان
دلم را حد نادانی ببیند
رخ خسرو غبار آلوده میدید
بران در نقش پیشانی ببیند
همی خندد پشیمانی ببیند
همیجوید وفا از خوب رویان
دلم را حد نادانی ببیند
رخ خسرو غبار آلوده میدید
بران در نقش پیشانی ببیند
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۷ - خوش است دولت آنم که جان به جان پیوست
گوهر بعدی:غزل ۳۱۹ - حسن تو هم به کودکی افت شهر گشت اگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.