خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن بیان می‌کند که حتی پس از مرگ نیز وجودش به عشق و وفاداری به معشوق گواهی می‌دهد. در روز قیامت، مردم برای عدالت به دامان معشوق پناه می‌برند و دل شاعر هرجا که بگریزد، باز به سوی معشوق بازمی‌گردد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و قیامت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۹۸ - گر خاک وجودم زپس مرگ ببیزند

گر خاک وجودم زپس مرگ ببیزند
زنگار گرفته همه پیکان تو یابند

فردای قیامت که به انصاف رسد خلق
بس دست تظلم که به دامان تو یابند

هر جاکه گریزد دل سودا زدهٔ من
بازش به سر زلف پریشان تو یابند
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - تا تو از خانه برون آیی هردم چاک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.