خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این شعر، شاعر از شکفتن گل سیرآب در باغ و خجل ماندن گل صدبرگ در مقابل آن سخن میگوید. سپس به تأثیر غمزههای ترکان شکاری اشاره میکند که اگرچه از دل گذشت، اما پیکان آن در دل باقی ماند.
مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیاز به درک ادبی و احساسی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
غزل ۲۸۷ - گل سیرآب من در باغ بشکفت
گل سیرآب من در باغ بشکفت
گل صد برگ از رویش خجل ماند
خدنگ غمزهٔ ترکان شکاری
گذشت از دل ولی پیکان بدل ماند
گل صد برگ از رویش خجل ماند
خدنگ غمزهٔ ترکان شکاری
گذشت از دل ولی پیکان بدل ماند
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶ - کسی که دل زخم زلف او برون آرد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸ - مکن عیب ار بنالد جان چو نقد تن همه بردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.