خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از تأثیر بوی گل و نغمههای بلبل بر روح و روان خود میگوید و عشق را همچون مستی توصیف میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند فنا در عشق، رنج عاشق و تقدیر الهی اشاره میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند فنا در عشق و رنج عاشق نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارد.
غزل ۲۲۸ - باز بوی گل مرا دیوانه کرد
باز بوی گل مرا دیوانه کرد
باز عقلم را صبا بیگانه کرد ۱
بازم از سر تازه شد مستی عشق
بس که بلبل نالهٔ مستانه کرد ۲
گل چو شمع خوبرویی برفروخت
بلبل بیچاره را پروانه کرد ۳
جان برد از خانهٔ تن عاقبت
این چنین عشقت که در دل خانه کرد ۴
قصه شیرین عجب افسانهای است
کوهکن خواب اندرین افسانه کرد ۵
خورد خسرو نیست جز غم چاره چیست
چون خدا این مرغ را این دانه کرد ۶
باز عقلم را صبا بیگانه کرد ۱
بازم از سر تازه شد مستی عشق
بس که بلبل نالهٔ مستانه کرد ۲
گل چو شمع خوبرویی برفروخت
بلبل بیچاره را پروانه کرد ۳
جان برد از خانهٔ تن عاقبت
این چنین عشقت که در دل خانه کرد ۴
قصه شیرین عجب افسانهای است
کوهکن خواب اندرین افسانه کرد ۵
خورد خسرو نیست جز غم چاره چیست
چون خدا این مرغ را این دانه کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - دل ز تو بیغم نتوانیم کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - دی دلبر من که سر فرازی میکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.