خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق یاران قدیمی و پیمانشکنی آنها مینالد و رنج هجران و مشقتهای سفر را یادآور میشود. این غمها گویی نصیب جان تنها و دورافتاده او شده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۸۶ - ای که بر کندی دل از پیمان یاران قدیم
ای که بر کندی دل از پیمان یاران قدیم
گاهگاهت یاد باید کرد از عهد و داد
محنت هجران ورنج راه و تشویق سفر
اینهمه گویی نصیب جان مهجورم فتاد
گاهگاهت یاد باید کرد از عهد و داد
محنت هجران ورنج راه و تشویق سفر
اینهمه گویی نصیب جان مهجورم فتاد
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - تغافل کردنت بیفتنهای نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - ای که عمر از پیسودای تو دادیم بباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.