خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شیفتگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که وجودش در این عشق گم شده و تنها خیال معشوق باقی مانده است. همچنین، اشارهای به پنهان کردن رخسار از دید بدخواهان دارد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۱۴۱ - آنکه دلم شیفتهٔ روی اوست
آنکه دلم شیفتهٔ روی اوست
شیفتهٔ تر میکندم این چه خوست؟ ۱
دوش بگفتم که دهانیت نیست
گفت که بسیاردرین گفتگوست ۲
به که رخ از خلق بپوشد از انک
دیدهٔ بد آفت روی نکوست ۳
هستی من رفت وخیالش نماند
این که تو بینی نه منم بلکه اوست ۴
شیفتهٔ تر میکندم این چه خوست؟ ۱
دوش بگفتم که دهانیت نیست
گفت که بسیاردرین گفتگوست ۲
به که رخ از خلق بپوشد از انک
دیدهٔ بد آفت روی نکوست ۳
هستی من رفت وخیالش نماند
این که تو بینی نه منم بلکه اوست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰ - خون من در گردنم کامروز دیدم روی او
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲ - عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.