خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از درد و رنج عاطفی خود می‌گوید که حتی طبیب نیز قادر به درمان آن نیست. او از عشق به معشوقی سخن می‌گوید که دلش را برده است، اما این عشق پر از رنج و اندوه است. شاعر از بی‌قراری و بی‌تابی خود در فراق معشوق می‌نالد و احساس می‌کند که هیچ راهی برای آرامش دلش وجود ندارد.

متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه‌ای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۹ - درد دلم را طبیب چاره ندانست

درد دلم را طبیب چاره ندانست
مرهم این ریش پاره پاره ندانست ۱

راز دلت به صبر گفت بپوشان
حال دل غرقه زان ره ندانست ۲

خال بناگوش او ز گوشه نشینان
برد چنان دل که گوشواره ندانست ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۸ - نرخ کردی به بوسه‌ای جانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰ - خون من در گردنم کامروز دیدم روی او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.