خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر دلدادگی و فداکاری شاعر به معشوق است. او معشوق را با توصیفات اغراقآمیز مانند دزد و زنار کفر میستاید و عشق خود را به هر تار موی او نشان میدهد. همچنین، اشارهای به بتپرستی و مسلمانی دارد که میتواند نمادین باشد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند 'زنار کفر' و 'بتپرستی' نیاز به دانش ادبی و فرهنگی دارد.
غزل ۱۲۹ - دل من به جانانی آویختست
دل من به جانانی آویختست
چو دزدی کز ایوانی آویختست
فدا باد جانها بدان زلف کش
بهر تار مو جانی آویختست
چه زنار کفر است هر موی او
که در هر یک ایمانی آویختست
بتان رامزن سنگ ای پارسا
به هر بت مسلمانی آویختست
چو دزدی کز ایوانی آویختست
فدا باد جانها بدان زلف کش
بهر تار مو جانی آویختست
چه زنار کفر است هر موی او
که در هر یک ایمانی آویختست
بتان رامزن سنگ ای پارسا
به هر بت مسلمانی آویختست
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - ما جان فدای خنجر تسلیم کردهایم
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - زلف تو سیه چرا است ؟ ما ناک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.