خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او مینالد. او از سرو خرامان و نرگس رعنای معشوق یاد میکند و آرزو میکند که جانهای بیشتری داشت تا فدای معشوق کند. همچنین، شاعر از غم و اندوه خود میگوید و اشاره میکند که حتی طبیعت نیز در این واقعه با او همدردی میکند.
این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای شعری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات بهکار رفته در متن ممکن است برای گروه سنی پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۱۴ - در چمن جان من سرو خرامان یکی است
در چمن جان من سرو خرامان یکی است
نرگس رعناش دو غنچهٔ خندان یکی است
گفت به غمزه لبش جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی وه که مرا جان یکی است
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی است
نرگس رعناش دو غنچهٔ خندان یکی است
گفت به غمزه لبش جان ده و بوسی ستان
کاش دو صد جان بدی وه که مرا جان یکی است
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشک
ابر درین واقعه با من گریان یکی است
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - کسی که حاصل فردا شناخت بر امروز
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - هر مژه از غمزهٔ خون ریز تو ناوک زنی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.