خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر درباره زیبایی خیرهکننده فردی است که حتی گلفروش را به حیرت واداشته و باعث شده مردم او را با خورشید اشتباه بگیرند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای شاعرانه است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۱ - چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او را
چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او را
به دست خود به گلو بسته ریسمان انداخت
کمال حسن تو جایی رسید در عالم
که خلق را بدو خورشید در گمان انداخت
به دست خود به گلو بسته ریسمان انداخت
کمال حسن تو جایی رسید در عالم
که خلق را بدو خورشید در گمان انداخت
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۰ - صد دوست بیش کشت منش نیز دوستم
گوهر بعدی:غزل ۷۲ - جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.