خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از نرگس و چشمان سیاه معشوق سخن میگوید. شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و از رقیبان و دوریها شکایت میکند. او از ناله و آه خود میگوید و از بیتفاوتی معشوق نسبت به احساساتش.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۶۷ - نرگس همه تن گل شد و در چشم تو افتاد
نرگس همه تن گل شد و در چشم تو افتاد
تا روشنی دیده بیابد زغبارت
ای قبلهٔ صاحب نظران روی چو ماهت
سر فتنهٔ خوبان جهان چشم سیاهت
هر گه که ز بازار روی جانب خانه
چون اشک روان گردم و گیرم سر راهت
نزدیک توام چون نگذارند رقیبان
دزدیده بیایم کنم از دور نگاهت
خسرو چکنی ناله و هردم چه کشی آه
آن سرو روان را چه غم از ناله و آهت
تا روشنی دیده بیابد زغبارت
ای قبلهٔ صاحب نظران روی چو ماهت
سر فتنهٔ خوبان جهان چشم سیاهت
هر گه که ز بازار روی جانب خانه
چون اشک روان گردم و گیرم سر راهت
نزدیک توام چون نگذارند رقیبان
دزدیده بیایم کنم از دور نگاهت
خسرو چکنی ناله و هردم چه کشی آه
آن سرو روان را چه غم از ناله و آهت
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - بلای مردم اهل نظر بود چشمش
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - تمنای دلم کردی و دادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.