خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن میگوید. او اشاره میکند که حتی در نماز نیز به یاد ابروی معشوق است و صورتش در محراب نماز، یادآور چهرهٔ معشوق است. همچنین، از سوختن در آفتاب رخسار معشوق میگوید و التماس میکند که معشوق با لب خود، جرعهای آب به او ببخشد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، ممکن است برخی از استعارهها و تشبیههای بهکاررفته برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۲ - مرا ز ابروی تو شبهه میرود به نماز
مرا ز ابروی تو شبهه میرود به نماز
که سجده میکنم و صورتست در محراب
مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت
از آن لب اربتوانی به شربتی دریاب
که سجده میکنم و صورتست در محراب
مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت
از آن لب اربتوانی به شربتی دریاب
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱ - منم و قامت آن لب بر وای خواجه مؤذن
گوهر بعدی:غزل ۶۳ - زلف تو کژ پیچ پیچ هرسر موی کژت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.