خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری بیپاسخ سخن میگوید. او خود را خاک راه معشوق میداند که مورد توجه قرار نمیگیرد، اما همچنان سرشار از عشق و وفاداری است. شاعر تأکید میکند که هیچکس مانند او وفادار نیست، حتی اگر دیگران ادعای مهر و وفا کنند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۷ - برسرکوی تو فریاد که از راه وفا
برسرکوی تو فریاد که از راه وفا
خاک ره گشتم و برمن گذری نیست ترا
دارم آن سر که سرم در سر کار توشود
با من دلشده هر چند سری نیست ترا
دیگران گرچه دم از مهر و وفای تو زنند
به وفای تو که چون من دگری نیست ترا
خاک ره گشتم و برمن گذری نیست ترا
دارم آن سر که سرم در سر کار توشود
با من دلشده هر چند سری نیست ترا
دیگران گرچه دم از مهر و وفای تو زنند
به وفای تو که چون من دگری نیست ترا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶ - مخز به نیم جو آن صحبتی که باغرض است
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - که ره نمود ندانم قبای تنگ تو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.