خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر بیان میکند که آرامش از او رفته و عشق، سینهاش را سوزانده است. همچنین، اشاره میکند که زیبایی معشوق، جانش را تاراج کرده و گویی دیگر دلی برای او باقی نمانده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اندوه ناشی از عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۰ - رفت آنکه چشم راحت خوش میغنود ما را
رفت آنکه چشم راحت خوش میغنود ما را
عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را ۱
تاراج خوبرویی در ملک جان در آمد
آن دل که بود وقتی گویی نبود ما را ۲
عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را ۱
تاراج خوبرویی در ملک جان در آمد
آن دل که بود وقتی گویی نبود ما را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹ - گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.