خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات روحانی او اشاره می‌کند. شاعر از عشق و آرزوی خود به معشوق سخن می‌گوید و از درد و رنج عشق شکایت می‌کند. او از جمال معشوق و تأثیرات معنوی آن بر روح و جان خود یاد می‌کند و در نهایت، از خداوند طلب عنایت و لطف می‌نماید.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۳۷ - ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
شرح جمال حور ز رویت روایتی ۱

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای
آب خضر ز نوش لبانت کنایتی ۲

هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای
هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی ۳

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی
گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی ۴

در آرزوی خاک در یار سوختیم
یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی ۵

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت
صد مایه داشتی و نکردی کفایتی ۶

بوی دل کباب من آفاق را گرفت
این آتش درون بکند هم سرایتی ۷

در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد
ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی ۸

دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست
از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۶ - آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گوهر بعدی:غزل ۴۳۸ - سبت سلمی بصدغیها فؤادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.