خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به مرگ و انتقال روح از دنیای مادی به عالم معنوی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا، مانند گنج زری در خاکدان، نشان می‌دهد که انسان با وجود فانی بودن جسم، دارای روحی جاودان است. او تأکید می‌کند که مرگ پایان زندگی نیست، بلکه انتقال به عالمی بالاتر است. در پایان، شاعر به وحدت انسان‌ها در سفر مرگ اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد سکوت پیشه کند، چرا که نام او نیز از دفتر جهان محو خواهد شد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع مرگ و انتقال روح نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد ایجاد می‌شود.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی

مرد مرادی، نه همانا که مرد
مرگ چنان خواجه نه کاری‌ست خرد ۱

جان گرامی به پدر باز داد
کالبد تیره به مادر سپرد ۲

آن ملک با ملکی رفت باز
زنده کنون شد که تو گویی: بمرد ۳

کاه نبد او، که به بادی پرید
آب نبد او، که به سرما فسرد ۴

شانه نبود او، که به مویی شکست
دانه نبود او، که زمینش فشرد ۵

گنج زری بود در این خاکدان
کاو دو جهان را به جوی می‌شمرد ۶

قالب خاکی سوی خاکی فکند
جان و خرد سوی سماوات برد ۷

جان دوم را، که ندانند خلق
مصقله‌ای کرد و به جانان سپرد ۸

صاف بد آمیخته با درد می
بر سر خم رفت و جدا شد ز درد ۹

در سفر افتند به هم، ای عزیز
مروزی و رازی و رومی و کرد ۱۰

خانهٔ خود باز رود هر یکی
اطلس کی باشد همتای برد؟ ۱۱

خامش کن چون نقط، ایرا ملک
نام تو از دفتر گفتن سترد ۱۲
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: قصیده تعداد ابیات: ۱۲ ۱۲۳۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱ - چون بچهٔ کبوتر منقار سخت کرد
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - زلف ترا جیم که کرد؟ آن که کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.