خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع گذرایی زندگی و مرگ میپردازد و اشاره میکند که مهمانی در این دنیا موقتی است و در نهایت همه به خاک بازمیگردند. همچنین، تأکید دارد که ثروت و زیبایی در برابر مرگ بیارزش هستند و تنها حقیقت پایدار، مرگ است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع مرگ و گذرایی زندگی نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۱۵ - به سرای سپنج مهمان را
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست ۱
زیر خاک اندرونت باید خفت
گر چه اکنونت خواب بر دیباست ۲
با کسان بودنت چه سود کند؟
که به گور اندرون شدن تنهاست ۳
یار تو زیر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببین کنون پیداست ۴
آن که زلفین و گیسویت پیراست
گر چه دینار یا درمش بهاست ۵
چون تو را دید زردگونه شده
سرد گردد دلش، نه نابیناست ۶
دل نهادن همیشگی نه رواست ۱
زیر خاک اندرونت باید خفت
گر چه اکنونت خواب بر دیباست ۲
با کسان بودنت چه سود کند؟
که به گور اندرون شدن تنهاست ۳
یار تو زیر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببین کنون پیداست ۴
آن که زلفین و گیسویت پیراست
گر چه دینار یا درمش بهاست ۵
چون تو را دید زردگونه شده
سرد گردد دلش، نه نابیناست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - آن صحن چمن، که از دم دی
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - امروز به هر حالی بغداد بخاراست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.