خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او از درد و درمانی که از یارش میگیرد، وفاداری و فداکاری خود، و ناپایداری دنیا و عهدها میگوید. همچنین، شاعر به بیاعتمادی به جهان و گردون اشاره میکند و عشق خود را آشکار میسازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناپایداری دنیا و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۶۳ - دردم از یار است و درمان نیز هم
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم ۱
این که میگویند آن خوش تر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم ۲
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم ۳
دوستان در پرده میگویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم ۴
چون سر آمد دولت شبهای وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم ۵
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم ۶
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم ۷
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم ۸
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصف ملک سلیمان نیز هم ۹
دل فدای او شد و جان نیز هم ۱
این که میگویند آن خوش تر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم ۲
یاد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم ۳
دوستان در پرده میگویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم ۴
چون سر آمد دولت شبهای وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم ۵
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم ۶
اعتمادی نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم ۷
عاشق از قاضی نترسد می بیار
بلکه از یرغوی دیوان نیز هم ۸
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصف ملک سلیمان نیز هم ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۲ - دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
گوهر بعدی:غزل ۳۶۴ - ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.