خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید. او از تلاشهای بیوقفۀ خود برای یافتن معشوق و امید به وصال او میگوید. همچنین، از درد فراق و اشتیاق به دیدار معشوق سخن میراند و با وجود غم و اندوه، به امید و عشق پایبند است. در نهایت، شاعر به روحانیان و معنویت نیز اشاره میکند و از نوشیدن جام در مجلس آنان سخن میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربۀ زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اشتیاق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۴۴ - عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
دست شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم ۱
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم ۲
اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو
حالی من اندر عاشقی داو تمامی میزنم ۳
تا بو که یابم آگهی از سایه ی سرو سهی
گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی میزنم ۴
هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم ۵
دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را
این آه خون افشان که من هر صبح و شامی میزنم ۶
با آن که از وی غایبم و از می چو حافظ تایبم
در مجلس روحانیان گه گاه جامی میزنم ۷
دست شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم ۱
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم ۲
اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو
حالی من اندر عاشقی داو تمامی میزنم ۳
تا بو که یابم آگهی از سایه ی سرو سهی
گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی میزنم ۴
هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل
نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم ۵
دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را
این آه خون افشان که من هر صبح و شامی میزنم ۶
با آن که از وی غایبم و از می چو حافظ تایبم
در مجلس روحانیان گه گاه جامی میزنم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۳ - چل سال بیش رفت که من لاف میزنم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵ - بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.