خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید و از رنج‌ها و خطراتی که در راه عشق متحمل شده است. او به وفاداری خود به معشوق اشاره می‌کند و از جفاهایی که دیده، اما همچنان عاشقانه پایبند مانده است. همچنین، شاعر از جایگاه بلند دانش خود و تأثیر غم‌ها بر زندگی‌اش می‌گوید.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۴ - دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم ۱

عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست
دیرگاهی است کز این جام هلالی مستم ۲

از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور
در سر کوی تو از پای طلب ننشستم ۳

عافیت چشم مدار از من میخانه نشین
که دم از خدمت رندان زده‌ام تا هستم ۴

در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است
تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رستم ۵

بعد از اینم چه غم از تیر کج انداز حسود
چون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم ۶

بوسه بر درج عقیق تو حلال است مرا
که به افسوس و جفا مهر وفا نشکستم ۷

صنمی لشکریم غارت دل کرد و برفت
آه اگر عاطفت شاه نگیرد دستم ۸

رتبت دانش حافظ به فلک بر شده بود
کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۳ - بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵ - به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.