خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از بازگشت شاه و پیروزی او بر دشمنانش سخن میگوید. او از خداوند به خاطر نعمتهایش تشکر میکند و از شکست دشمنان و پیمانشکنی آنان اظهار خوشحالی میکند. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند رحمت الهی، ندامت و نوشیدن شراب اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم پیچیدهای مانند عرفان، سیاست و مدح است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، اشاره به نوشیدن شراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۱۲ - بُشری اِذِ السّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
بُشری اِذِ السّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
للهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم ۱
آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد
تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم ۲
از بازگشت شاه در این طرفه منزل است
آهنگ خصم او به سراپرده ی عدم ۳
پیمان شکن هرآینه گردد شکسته حال
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم ۴
میجست از سحاب امل رحمتی ولی
جز دیدهاش معاینه بیرون نداد نم ۵
در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم ۶
ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم ۷
للهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم ۱
آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد
تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم ۲
از بازگشت شاه در این طرفه منزل است
آهنگ خصم او به سراپرده ی عدم ۳
پیمان شکن هرآینه گردد شکسته حال
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم ۴
میجست از سحاب امل رحمتی ولی
جز دیدهاش معاینه بیرون نداد نم ۵
در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم ۶
ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۱ - عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
گوهر بعدی:غزل ۳۱۳ - بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.