خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و عرفان است. شاعر از عشق به معشوق و درد دوری از او سخن میگوید و از خداوند طلب یاری و لطف میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند رهایی از دنیای مادی و رسیدن به معشوق حقیقی دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم و اشارات موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۱۰ - مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام ۱
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد
که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام ۲
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام ۳
گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنما
سرو مینازد و خوش نیست خدا را بخرام ۴
زلف دلدار چو زنار همیفرماید
برو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام ۵
مرغ روحم که همیزد ز سر سدره صفیر
عاقبت دانه ی خال تو فکندش در دام ۶
چشم بیمار مرا خواب نه در خور باشد
من لَهُ یَقتُلُ داءٌ دَنَفٌ کیفَ ینام ۷
تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتم
ذاکَ دعوایَ و ها انتَ و تلکَ الایام ۸
حافظ ار میل به ابروی تو دارد شاید
جای در گوشه ی محراب کنند اهل کلام ۹
خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام ۱
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد
که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام ۲
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام ۳
گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنما
سرو مینازد و خوش نیست خدا را بخرام ۴
زلف دلدار چو زنار همیفرماید
برو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام ۵
مرغ روحم که همیزد ز سر سدره صفیر
عاقبت دانه ی خال تو فکندش در دام ۶
چشم بیمار مرا خواب نه در خور باشد
من لَهُ یَقتُلُ داءٌ دَنَفٌ کیفَ ینام ۷
تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتم
ذاکَ دعوایَ و ها انتَ و تلکَ الایام ۸
حافظ ار میل به ابروی تو دارد شاید
جای در گوشه ی محراب کنند اهل کلام ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - عشق بازی و جوانی و شراب لعل فام
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.