خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر عاشقانه بیان می‌کند که عشق به معشوق او را در برابر دشمنان بیمه‌ناک می‌کند و امید به وصال معشوق، جان او را زنده نگه می‌دارد. او از هجران و دوری معشوق رنج می‌برد و تنها عشق معشوق است که می‌تواند زخم‌هایش را التیام بخشد. شاعر همچنین اعلام می‌کند که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند و در نهایت، عشق به معشوق را بالاتر از هر چیز دیگری می‌داند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۰ - هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک ۱

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک ۲

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک ۳

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات
بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک ۴

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم
و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک ۵

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا
لأن روحی قد طاب ان یکون فداک ۶

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم
سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک ۷

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک ۸

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ
که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.