خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به موضوعات عشق، دوستی، گذر زمان و ارزش لحظات زندگی میپردازد. شاعر تأکید میکند که دوستی و همراهی ارزشمندترین گنجینههاست و زمان به سرعت میگذرد. همچنین، او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و به طنز از عشق و مستی یاد میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات طنزآمیز و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۹۸ - مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق ۱
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق ۲
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق ۳
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمین گه عمرند قاطعان طریق ۴
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده ی جام
حکایتیست که عقلش نمیکند تصدیق ۵
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق ۶
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق ۷
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق ۸
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همیکند تحمیق ۹
گرت مدام میسر شود زهی توفیق ۱
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق ۲
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق ۳
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
که در کمین گه عمرند قاطعان طریق ۴
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده ی جام
حکایتیست که عقلش نمیکند تصدیق ۵
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق ۶
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است
به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق ۷
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق ۸
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
ببین که تا به چه حدم همیکند تحمیق ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - زبان خامه ندارد سر بیان فراق
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.