خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، توصیفی شاعرانه از یک عروسی در صبح و مراسم آن ارائه شده است. عروس و داماد در خلوت نشستهاند و مراسم عقد با حضور موبد برگزار میشود. صحنههایی از عشق و شور و شوق زناشویی با استفاده از استعارههای زیبا مانند طوطی مست، گلهای گیاخاک، و گنج اژدها توصیف شده است.
متن شامل استعارههای عاشقانه و اشارات غیرمستقیم به رابطه زناشویی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد.
بخش ۲۰ - عقد کردن خسرو شکر را
عروس صبح دم چون پرده برداشت
جهان را جلوهٔ خور در نظر داشت ۱
طلب کردند موبد را نهانی
که عقدی بست بر رسم مغانی ۲
چو شد شرط زناشوئی همه راست
مراد آماده گشت و داوری خاست ۳
ملک در پرده با دلدار بنشست
به تاراج شکر شد طوطی مست ۴
در او پیچید چون در گل گیائی
غلط کردم که در گنج اژدهائی ۵
شکر خائیده شد در زیرگازش
به حلوا در شد انگشت درازش ۶
به گنج انداخت مارش مهرهٔ خویش
صدف بستد ز باران قطرهٔ خویش ۷
جهان را جلوهٔ خور در نظر داشت ۱
طلب کردند موبد را نهانی
که عقدی بست بر رسم مغانی ۲
چو شد شرط زناشوئی همه راست
مراد آماده گشت و داوری خاست ۳
ملک در پرده با دلدار بنشست
به تاراج شکر شد طوطی مست ۴
در او پیچید چون در گل گیائی
غلط کردم که در گنج اژدهائی ۵
شکر خائیده شد در زیرگازش
به حلوا در شد انگشت درازش ۶
به گنج انداخت مارش مهرهٔ خویش
صدف بستد ز باران قطرهٔ خویش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۹ - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی
گوهر بعدی:بخش ۲۱ - خبر یافتن شیرین از عقد کردن خسرو شکر را و به صحرا رفتن و ملاقاتش با فرهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.