خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن به توصیف روزی فرخنده میپردازد که در آن شادی، عشق، جوانی و کامرانی گرد هم میآیند. شاعر از نعمتهای زندگی و اهمیت استفاده از فرصتها سخن میگوید و هشدار میدهد که زمان گذراست و نباید آن را از دست داد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند گذر زمان و مرگ نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
بخش ۱۸ - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو
چه فرخ روزگاری باشد آن روز
که گردد هم نشین دو یار دل سوز ۱
همه سرمایهٔ عشرت مهیا
ز موج شادمانی دل چو دریا ۲
مراد و خوش دلی و کامرانی
نشاط عشق و آغاز جوانی ۳
کسی را کاین همه یک جا دهد دست
گر از دولت بنازد جای آن هست ۴
مرا کاین دولت امروز است در چنگ
به دولت چون ننوشم جام گلرنگ ۵
زمان چون رفت دیگر یافت نتوان
عنان زندگانی تافت نتوان ۶
بساکس کانده فردا کشیدند
که دی مردند و فردا را ندیدند ۷
که گردد هم نشین دو یار دل سوز ۱
همه سرمایهٔ عشرت مهیا
ز موج شادمانی دل چو دریا ۲
مراد و خوش دلی و کامرانی
نشاط عشق و آغاز جوانی ۳
کسی را کاین همه یک جا دهد دست
گر از دولت بنازد جای آن هست ۴
مرا کاین دولت امروز است در چنگ
به دولت چون ننوشم جام گلرنگ ۵
زمان چون رفت دیگر یافت نتوان
عنان زندگانی تافت نتوان ۶
بساکس کانده فردا کشیدند
که دی مردند و فردا را ندیدند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۷ - رفتن خسرو به اصفهان به هوای شکر
گوهر بعدی:بخش ۱۹ - بردن شکر خسرو را به خانهٔ خویش به مهمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.