در این متن، تغییرات طبیعت با ورود آفتاب به برج سرطان توصیف شده است. چشمههای خورشید بسته میشوند، ابرها بالا میروند و سبزهها در صحرا گسترده میشوند. سیلاب از کوهها جاری میشود و زمین را آزار میدهد. برق در دشت میدرخشد و شالیزارها سرسبز میشوند. آب فراوان میشود و لشکری از آبهای تنگ به راه میافتد. ستوران در زمین فرو میروند و گاوها زمین را با سمهای خود میشکافند. در هر جایی که سپاه فرود میآید، جوی آب تنگ و کاه فراوان میشود.
متن دارای مفاهیم شاعرانه و توصیفات طبیعت است که ممکن است برای کودکان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر باشد.
شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )
چشمهٔ خورشید فرو شد باب ۱
ابر سرا پرده به بالا کشید
سبزه صف خویش به صحرا کشید ۲
تندی سیلاب ز بالای کوه
از شعب آورد زمین را ستوه ۳
برق بهر سوی به تابی دگر
دشت بهر جوی بابی دگر ۴
شالی سر سبز ندانم ز چیست
کاب گذشتش ز سر، آنگاه زیست ۵
آب فراخی همه ره تا به گنگ
آمده لشکر همه از آب تنگ ۶
پای ستوران به زمین در شده
گاو زمین را سم شان سر شده ۷
بود بهر جا که نزول سپاه
تنگی جو بود و فراخی کاه ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.