پادشاه شرق پس از دریافت خبری خوش، مانند خورشید از مشرق طلوع کرد و به سوی کاوس رفت تا ماه را به خورشید پیوند دهد. او با سپاه و تجملات فراوان به سوی برادر حرکت کرد و هدایای گرانبهایی مانند جامههای هندی، عود، قرنفل، مشک ختن، عنبر، کافور و صندل خالص را به همراه آورد. همچنین، فیلهای بزرگی که مانند کوههایی عظیم بودند را به شاهزاده تقدیم کرد و او را با تشریفات شاهانه روانه ساخت.
متن دارای واژگان و مفاهیم پیچیده و ادبی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، محتوای حماسی و نمادین آن ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۲۶ - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)
روش ، چو خورشید زمشرق، بتافت ۱
روی به کاؤس کی آورد و گفت
تا شود آن ماه بخورشید جفت ۲
سوی برادر شود آراسته
با سپه و کوکبهٔ و خواسته ۳
جست، پی هدیه نصیحت گران
دیده فروز همه قیمت گران ۴
جامه هندی که ندانند نام
از تنگی تن بنماید تمام ۵
عود به خروار قرنفل به من
خرمنی از نافهٔ مشک ختن ۶
عنبر و کافور معنبر سرشت
صندل خالص چو درخت بهشت ۷
سر به فلک برده بسی ژنده پیل
کوه گران را به قیامت دلیل ۸
داد به شهزاده و کردش روان
ساخته با کوکبهٔ خسروان ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.