شاعر در این متن از تلاشها و رنجهای خود برای خلق اثر ادبی میگوید. او با فروتنی از شرمندگی خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه با عشق و از خودگذشتگی، اثرش را در مدت شش ماه به پایان رسانده است. این اثر در ماه رمضان و در سال 688 هجری قمری کامل شده و به نام «قران نامهٔ سعدین» نامگذاری شده است. شاعر از دشواریهای کار و از اینکه چگونه از خون دل و جگر خود گوهرهای معنوی آفریده، سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:
آمدم اندر وطن بندگی ۱
خم شده از بارگهر گردنم
فرض شده خدمت شه کردنم ۲
گوشه گرفتم ورق دل به دست
عقل سراسیمه و اندیشه مست ۳
روی نهان کردم از ابنای جنس
نی غلطم بلکه خود از جن و انس ۴
آب معانی ز دلم زاد زود
آتش طبعم به قلم داد و دود ۵
چون به توکل شدم اندیشه سنج
سینهٔ خاکیم برون داد گنج ۶
همت مردانه ببستم به کار
ریختم از خامه در شاهوار ۷
با زنیامد قلمم تا سه ماه
روز و شب از نقش سپید و سیاه ۸
تا ز دل کم هنر و طبع سست
راست شد این چند خط نادرست ۹
ساخته گشت از روش خامهای
از پس شش ماه چنین نامهای ۱۰
در رمضان شد به سعادت تمام
یافت قران نامهٔ سعدین نام ۱۱
آنچه به تاریخ زهجرت گذشت
بود سنه ششصد و هشتاد و هشت ۱۲
سال من امروز اگر بررسی
راست بگویم همه شش بود و سی ۱۳
زین نمط آراسته بکری چو ماه
باد قبول دل دانای شاه ۱۴
کس چه شناید که چه خون خوردهام
کاین گهر از حقه برآوردهام ۱۵
ساختهام این همه لعل و گهر
از خوی پیشانی و خون جگر ۱۶
تانهم از فکرت پنهانیش
گه به جگر، گاه به پیشانیش ۱۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.