خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر از تأثیر عمیق پیام‌های عاشقانه بر خود می‌گوید که باعث از دست دادن عقل و هوش و شعله‌ور شدن آتش شوق در جانش شده است. او با وجود درد و رنج، امیدوار است که به زودی با معشوق آشنا شود و معتقد است که با وجود یار، غم و اندوه معنایی ندارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

بخش ۱۴ - رسیدن جواب عاشق بمعشوق

چو این پیغامها در گوش کردم
بکلی ترک عقل و هوش کردم ۱

ز شوقش آتشی در جانم افتاد
دلم دریای خون از دیده بگشاد ۲

ولی میداد هردم دل گوائی
که با او زود یابم آشنائی ۳

دو روزی گر دلی خرم نباشد
چو دولت یار باشد غم نباشد ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۱۳ - تمامی سخن معشوق
گوهر بعدی:بخش ۱۵ - پیغام فرستادن بمعشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.