خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد و غم عشق و جدایی مینالد و بیان میکند که قلب و روحش دیگر تاب تحمل این رنجها را ندارد. او از معشوق میخواهد که دست از آزار او بردارد و به او نزدیک شود، چرا که دیگر تحمل این فراق و اندوه برایش ممکن نیست.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
بخش ۶ - غزل
دلم زین بیش غوغا برنتابد
سرم زین بیش سودا برنتابد ۱
غمت را گو بدار از جان ما دست
که آن دیوانه یغما برنتابد ۲
ز شوقت بر دل دیوانهٔ ماست
غمی کان سنگ خارا برنتابد ۳
ز چشمم هر شبی مژگان براند
چنان سیلی که دریا برنتابد ۴
بیا امشب مگو فردا که این کار
دگر امروز و فردا برنتابد ۵
سر اندر پایت اندازیم چون زلف
اگر زلفت سر از ما برنتابد ۶
عبید از درد کی یابد رهائی
چو درد دل مداوا برنتابد ۷
سرم زین بیش سودا برنتابد ۱
غمت را گو بدار از جان ما دست
که آن دیوانه یغما برنتابد ۲
ز شوقت بر دل دیوانهٔ ماست
غمی کان سنگ خارا برنتابد ۳
ز چشمم هر شبی مژگان براند
چنان سیلی که دریا برنتابد ۴
بیا امشب مگو فردا که این کار
دگر امروز و فردا برنتابد ۵
سر اندر پایت اندازیم چون زلف
اگر زلفت سر از ما برنتابد ۶
عبید از درد کی یابد رهائی
چو درد دل مداوا برنتابد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۵ - عرض شوق
گوهر بعدی:بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.