خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رنجها و سختیهای زندگی شکایت دارد و از تحمل ظلم و نالههای پیدرپی خسته شده است.
متن حاوی مضامین عمیق غمانگیز و اعتراضی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خون خوردن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
رباعی ۴۱ - دل سیر شد از غصهٔ گردون خوردن
دل سیر شد از غصهٔ گردون خوردن
وز دست ستم سیلی هر دون خوردن ۱
تا چند چو نای هر نفس ناله زدن
تا کی چو پیاله دمبدم خون خوردن ۲
وز دست ستم سیلی هر دون خوردن ۱
تا چند چو نای هر نفس ناله زدن
تا کی چو پیاله دمبدم خون خوردن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۰ - بیم است که در بیخودی افسانه شوم
گوهر بعدی:رباعی ۴۲ - در کوچهٔ فقر گوشهای حاصل کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.