خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی و فلسفی است که به توصیف عوالم مختلف و موجودات ماورایی در آنها میپردازد. شاعر با زبانی نمادین و استعاری، سفر روحانی خود را در هفت فلک یا عالم توصیف میکند و در هر فلک با موجودات و حاکمان خاصی روبرو میشود که هر کدام نماد مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نمادین دارد. همچنین، استفاده از زبان پیچیده و استعارههای فراوان ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در وصف آسمان و افلاک
چو دست قدرت خراط حقهٔ مینا
فشاند بر رخ کافور عنبر سارا ۱
مشعبد فلک از زیر حقه پیدا کرد
هزار بیدق سیمین به دست سحرنما ۲
ز بهر زینت و زیب مخدرات فلک
زمانه نافه گشا شد سپهر غالیه سا ۳
برای فکرت و اندیشه در منازل قدس
قدم فشرده و در پیش عقل بیش بها ۴
فضای هر فلکی ملک خسروی دیدم
درون هر طبقی جای والیی والا ۵
مقیم طارم هفتم معمری دیدم
رفیع قدر و قوی هیکل و بلند غطا ۶
ازو گرفته جهان رسم خرقه و زنار
وزو گرفته چمن ساز و برگ نشو و نما ۷
فراز طاق ششم حاکمی مبارک روی
نه چون قضاة زمان، قاضی به صدق و صفا ۸
خجسته طلعت و فیروز بخت و فرخ فال
سعید طالع و مسعود رای و سعد لقا ۹
امیر خطهٔ پنجم دلاوری دیدم
خضاب کرده به خون دست و سر پر از غوغا ۱۰
حسام قاطع او هادم اساس امل
سنان سرکش او هالک وجود بقا ۱۱
سریر گاه چهارم که جای پادشهیست
فزون ز قیصر و فغفور و هرمز و دارا ۱۲
تهی ز والی و خالی ز یاد شه دیدم
ولیک لشکرش از پیش تخت او برپا ۱۳
فراز آن صنمی با هزار غنج و دلال
چو دلبران دلاویز و لعبتان ختا ۱۴
گهی به زخمهٔ سحر آفرین زدی رگ چنگ
گهی گرفتی بر دست ساغر صهبا ۱۵
خدیو عرصهٔ دیوان پیشگاه دوم
محاسبی سره دیدم غنی به عقل و ذکا ۱۶
قوی کفایت و باریک فکر و دوراندیش
لطیف خاطر و شیرین زبان و نکتهسرا ۱۷
هلال عید ز چرخ یکم درخشان شد
ز طرف کاهکشان بر مثال کاهربا ۱۸
فشاند بر رخ کافور عنبر سارا ۱
مشعبد فلک از زیر حقه پیدا کرد
هزار بیدق سیمین به دست سحرنما ۲
ز بهر زینت و زیب مخدرات فلک
زمانه نافه گشا شد سپهر غالیه سا ۳
برای فکرت و اندیشه در منازل قدس
قدم فشرده و در پیش عقل بیش بها ۴
فضای هر فلکی ملک خسروی دیدم
درون هر طبقی جای والیی والا ۵
مقیم طارم هفتم معمری دیدم
رفیع قدر و قوی هیکل و بلند غطا ۶
ازو گرفته جهان رسم خرقه و زنار
وزو گرفته چمن ساز و برگ نشو و نما ۷
فراز طاق ششم حاکمی مبارک روی
نه چون قضاة زمان، قاضی به صدق و صفا ۸
خجسته طلعت و فیروز بخت و فرخ فال
سعید طالع و مسعود رای و سعد لقا ۹
امیر خطهٔ پنجم دلاوری دیدم
خضاب کرده به خون دست و سر پر از غوغا ۱۰
حسام قاطع او هادم اساس امل
سنان سرکش او هالک وجود بقا ۱۱
سریر گاه چهارم که جای پادشهیست
فزون ز قیصر و فغفور و هرمز و دارا ۱۲
تهی ز والی و خالی ز یاد شه دیدم
ولیک لشکرش از پیش تخت او برپا ۱۳
فراز آن صنمی با هزار غنج و دلال
چو دلبران دلاویز و لعبتان ختا ۱۴
گهی به زخمهٔ سحر آفرین زدی رگ چنگ
گهی گرفتی بر دست ساغر صهبا ۱۵
خدیو عرصهٔ دیوان پیشگاه دوم
محاسبی سره دیدم غنی به عقل و ذکا ۱۶
قوی کفایت و باریک فکر و دوراندیش
لطیف خاطر و شیرین زبان و نکتهسرا ۱۷
هلال عید ز چرخ یکم درخشان شد
ز طرف کاهکشان بر مثال کاهربا ۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:غزلیات
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.