خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن به زندگی آزاد و بیقید و شرط در میکدهها میپردازد، جایی که شاعر و همراهانش از مینوشند، رازها میگویند و با موسیقی و شادی همراه میشوند. آنها خود را جمری بغداد و بکروی شیراز مینامند و حتی در برابر دستور سلطان برای منع بادهنوشی مقاومت میکنند. در نهایت، شاعر به عشق و یاد معشوق اشاره میکند و وعدهی بزم و عیشی تازه میدهد.
متن به موضوعاتی مانند شرابخواری و مستی اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی مفاهیم عرفانی و شورشی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۸۴ - هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
صد فتنه برانگیزیم صد کیسه بپردازیم ۱
آن سر که بود در می وان راز که گویدنی
ما مونس آن سریم ما محرم آن رازیم ۲
هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریم
هر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم ۳
زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشور
ما جمری بغدادیم ما بکروی شیرازیم ۴
گر حکم کند سلطان کین باده براندازند
او باده براندازد ما بنک براندازیم ۵
آنروز که در محشر مردم همه گرد آیند
ما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم ۶
بر یاد تو هر ساعت مانند عبید اکنون
بزمی دگر افروزیم عیشی دگر آغازیم ۷
صد فتنه برانگیزیم صد کیسه بپردازیم ۱
آن سر که بود در می وان راز که گویدنی
ما مونس آن سریم ما محرم آن رازیم ۲
هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریم
هر ساز که بنوازند ما با همه در سازیم ۳
زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشور
ما جمری بغدادیم ما بکروی شیرازیم ۴
گر حکم کند سلطان کین باده براندازند
او باده براندازد ما بنک براندازیم ۵
آنروز که در محشر مردم همه گرد آیند
ما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم ۶
بر یاد تو هر ساعت مانند عبید اکنون
بزمی دگر افروزیم عیشی دگر آغازیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - قصد آن زلفین سرکش کردهام
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.