خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از سرگشتگی و حیرانی خود در زندگی سخن میگوید. او بین عیش و عبادت در نوسان است، گاهی به میکده و گاهی به مسجد میرود، اما در نهایت احساس پشیمانی و سردرگمی میکند. او از زاهدان و رهبانان انتقاد میکند و ترجیح میدهد راه خود را برود.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و بتپرستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۲ - باز در میکده سر حلقهٔ رندان شدهام
باز در میکده سر حلقهٔ رندان شدهام
باز در کوی مغان بی سر و سامان شدهام ۱
نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای
من سرگشته در این واقعه حیران شدهام ۲
بر من خستهٔ بیچاره ببخشید که من
مبتلای دل شوریدهٔ نالان شدهام ۳
رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روز
از پی مصلحتی چند مسلمان شدهام ۴
بارها از سر جهلی که مرا بود به سهو
کردهام توبه و در حال پشیمان شدهام ۵
زاهدان از می و معشوق مرا منع کنند
بهتر آنست که من منکر ایشان شدهام ۶
گفت رهبان که عبید از پی سالوس مرو
زین سخن معتقد مذهب رهبان شدهام ۷
باز در کوی مغان بی سر و سامان شدهام ۱
نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای
من سرگشته در این واقعه حیران شدهام ۲
بر من خستهٔ بیچاره ببخشید که من
مبتلای دل شوریدهٔ نالان شدهام ۳
رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روز
از پی مصلحتی چند مسلمان شدهام ۴
بارها از سر جهلی که مرا بود به سهو
کردهام توبه و در حال پشیمان شدهام ۵
زاهدان از می و معشوق مرا منع کنند
بهتر آنست که من منکر ایشان شدهام ۶
گفت رهبان که عبید از پی سالوس مرو
زین سخن معتقد مذهب رهبان شدهام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱ - منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - قصد آن زلفین سرکش کردهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.