خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از چشمهای دلکش، موهای پریشان و لبهای میگون معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق این زیبایی را بر قلبها و جهان توصیف میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند آزادی، آشوب و حسرت دارد.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «غرقه به خون سازی» یا «آشوب جهان» نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۴۷۱ - تا از مژهٔ دلکش تیری به کمان داری
تا از مژهٔ دلکش تیری به کمان داری
هر گوشه شکاری را حسرت نگران داری ۱
فرخنده پر آن مرغی کش غرقه به خون سازی
آسوده دل آن صیدی کش بهر نشان داری ۲
هم بادهگساران را بشکسته قدح خواهی
هم شاهسواران را بگسسته عنان داری ۳
در حلقهٔ مشکینت سر رشتهٔ آزادی
در حلقهٔ مرجانت سرمایهٔ جان داری ۴
از جعد پریشانت جمعی به پریشانی
وز چشم سیه مستت شهری به امان داری ۵
ترسم گسلد مویت از کشمکش دلها
زنهار سبک میرو کاین بار گران داری ۶
کس طاقت دیدارت زین دیده نمیآرد
آن به که جمالت را در پرده نهان داری ۷
هیچ از دهن تنگت مفهوم نمیگردد
یعنی که در این معنی خلقی به گمان داری ۸
هر لحظه جهان دارد از حسن تو آشوبی
بر چهره نقابی کش، کآشوب جهان داری ۹
زان رو لب میگون را آلوده به می کردی
تا خون فروغی را از دیده روان داری ۱۰
هر گوشه شکاری را حسرت نگران داری ۱
فرخنده پر آن مرغی کش غرقه به خون سازی
آسوده دل آن صیدی کش بهر نشان داری ۲
هم بادهگساران را بشکسته قدح خواهی
هم شاهسواران را بگسسته عنان داری ۳
در حلقهٔ مشکینت سر رشتهٔ آزادی
در حلقهٔ مرجانت سرمایهٔ جان داری ۴
از جعد پریشانت جمعی به پریشانی
وز چشم سیه مستت شهری به امان داری ۵
ترسم گسلد مویت از کشمکش دلها
زنهار سبک میرو کاین بار گران داری ۶
کس طاقت دیدارت زین دیده نمیآرد
آن به که جمالت را در پرده نهان داری ۷
هیچ از دهن تنگت مفهوم نمیگردد
یعنی که در این معنی خلقی به گمان داری ۸
هر لحظه جهان دارد از حسن تو آشوبی
بر چهره نقابی کش، کآشوب جهان داری ۹
زان رو لب میگون را آلوده به می کردی
تا خون فروغی را از دیده روان داری ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۰ - شب چارده غلامی ز مه تمام داری
گوهر بعدی:غزل ۴۷۲ - چو در میناست می، یاقوت رخشان است پنداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.