خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، توصیف زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر است. شاعر از چشمها و موهای معشوق، عشق و شیفتگی خود و رنجهای عاشقانه میگوید. همچنین، مقایسههایی با داستانهای عاشقانه مشهور مانند لیلی و مجنون دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه مانند 'خون ریزی' و 'شبیخون' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۴۲۰ - خونم بتی ریخت کش داده بی چون
خونم بتی ریخت کش داده بی چون
مژگان خون ریز در ریزش خون ۱
بی باده دیدی چشمان سرمست
بی می شنیدی لبهای میگون ۲
در عهد زلفش یک جمع شیدا
در دور چشمش یک شهر مفتون ۳
چشم و لب او هر سو گرفتهست
شهری به نیرنگ، خلقی به افسون ۴
خوبان نشینند در خانه از شرم
هر گه که آید از خانه بیرون ۵
دل برده از من سروی که دارد
بالای دلکش، رفتار موزون ۶
خون از دل من هر شب روان است
تا طرهاش داشت قصد شبیخون ۷
هر لحظه گردد در ملک خوبی
حسن تو بیحد، عشق من افزون ۸
کاری که او کرد با من فروغی
هرگز نکردهست لیلی به مجنون ۹
مژگان خون ریز در ریزش خون ۱
بی باده دیدی چشمان سرمست
بی می شنیدی لبهای میگون ۲
در عهد زلفش یک جمع شیدا
در دور چشمش یک شهر مفتون ۳
چشم و لب او هر سو گرفتهست
شهری به نیرنگ، خلقی به افسون ۴
خوبان نشینند در خانه از شرم
هر گه که آید از خانه بیرون ۵
دل برده از من سروی که دارد
بالای دلکش، رفتار موزون ۶
خون از دل من هر شب روان است
تا طرهاش داشت قصد شبیخون ۷
هر لحظه گردد در ملک خوبی
حسن تو بیحد، عشق من افزون ۸
کاری که او کرد با من فروغی
هرگز نکردهست لیلی به مجنون ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۹ - ثواب من همه شد عین رو سیاهی من
گوهر بعدی:غزل ۴۲۱ - خادم دیر مغانم، هنری بهتر از این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.