خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوقی که دستنیافتنی است مینالد و از ناکامیهای خود در این راه میگوید. او از تلاشهای بیثمر، ندامت، و درد عشق سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که در عاشقی آسایشی نیست.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناکامی و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۴۰۲ - با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن
با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن
چندین هزار احسنت میبایدت کشیدن ۱
روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش
سهل است در محبت پیراهنی دریدن ۲
سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن
سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن ۳
پیمانهٔ حیاتم پر شد فغان که نتوان
پیمان ازو گرفتن، پیوند از او بریدن ۴
آهوی چشمش آخر رامم نشد به افسون
یارب به دو که آموخت این شیوه رمیدن ۵
دانی که از تفسیر دوستی چیست
از جان خود گذشتن، در خون خود تپیدن ۶
قاصد رسید و مردم از رشک خود که نتوان
پیغام آشنا را از دیگری شنیدن ۷
هیچ از تو حاصلم نیست دردا که عین خار است
در پای گل نشستن، وان گه گلی نچیدن ۸
آسایشی ز کوشش در عاشقی ندیدیم
تا کی توان فروغی دنبال دل دویدن ۹
چندین هزار احسنت میبایدت کشیدن ۱
روزی اگر در آغوش سروی کشی قباپوش
سهل است در محبت پیراهنی دریدن ۲
سر حلقهٔ سلامت در دام او فتادن
سرمایهٔ ندامت از بام او پریدن ۳
پیمانهٔ حیاتم پر شد فغان که نتوان
پیمان ازو گرفتن، پیوند از او بریدن ۴
آهوی چشمش آخر رامم نشد به افسون
یارب به دو که آموخت این شیوه رمیدن ۵
دانی که از تفسیر دوستی چیست
از جان خود گذشتن، در خون خود تپیدن ۶
قاصد رسید و مردم از رشک خود که نتوان
پیغام آشنا را از دیگری شنیدن ۷
هیچ از تو حاصلم نیست دردا که عین خار است
در پای گل نشستن، وان گه گلی نچیدن ۸
آسایشی ز کوشش در عاشقی ندیدیم
تا کی توان فروغی دنبال دل دویدن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۱ - نه از جمال تو قطع نظر توان کردن
گوهر بعدی:غزل ۴۰۳ - گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.