خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر دلدادگی و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از عشق و مستی، حیرت در زیبایی معشوق، و رسیدن به ایمان از طریق این عشق سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به ریا و تزویر در مسیر معنویت دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند ریا و تزویر نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربه دارند.

مشاهده کامل

غزل ۳۸۲ - تا خبردار ز سر لب جانان شده‌ایم

تا خبردار ز سر لب جانان شده‌ایم
خبر این است که تا به قدم جان شده‌ایم ۱

تا به یاد لب او جام لبالب زده‌ایم
واقف از خاصیت چشمهٔ حیوان شده‌ایم ۲

جام‌جم گر طلبی مجلس ما را دریاب
کز گدایی در میکده سلطان شده‌ایم ۳

همه اسباب پریشانی ما جمع آمد
تا ز مجموعه آن زلف پریشان شده‌ایم ۴

زلف کافر به رخش راهنمون شد ما را
از ره کفر به سر منزل ایمان شده‌ایم ۵

با سر زلف شکن در شکنش عهد مبند
که بدین واسطه ما بی سر و سامان شده‌ایم ۶

سبحه در دست و دعا بر لب و سجاده به دوش
پی تزویر و ریا تازه مسلمان شده‌ایم ۷

نفس ازین بیش توانایی تقصیر نداشت
عقل پنداشت که از کرده پشیمان شده‌ایم ۸

همه از حیرت ما واله و حیرت زده‌اند
بس که در صورت زیبای تو حیران شده‌ایم ۹

تو همان چشمهٔ خورشیدی و ما خفاشیم
که ز پیدایی انوار تو پنهان شده‌ایم ۱۰

داغ و دردت ز ازل تا به فروغی دادند
فارغ از مرهم و آسوده ز درمان شده‌ایم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۱ - بخت سیه به کین من، چشم سیاه یار هم
گوهر بعدی:غزل ۳۸۳ - ما دل خود را به دست شوق شکستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.