خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و غمهای ناشی از آن میگوید. او از دل تنگ و رنجهای عشقی سخن میگوید و بیان میکند که حتی مرگ در راه معشوق برایش افتخار است. همچنین، او از امیدها و ترسهایش در این مسیر پر فراز و نشیب صحبت میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۵۷ - تا خیل غمت خیمه زد اندر دل تنگم
تا خیل غمت خیمه زد اندر دل تنگم
از تنگ دلی با در و دیوار به جنگم ۱
گر کشته ز عشق تو شوم صاحب نامم
ور زنده کوی تو روم مایهٔ ننگم ۲
در ورطهٔ شوق تو چه اندیشه ز بحرم
در لجه عشق تو چه پرواز نهنگم ۳
تا پاره نگردید ز هم رشتهٔ عمرم
تار سر زلف تو نیفتاد به چنگم ۴
روی تو در آیینهٔ جان عکس بینداخت
تا تختهٔ تن پاک بگشت از همه رنگم ۵
زان رو به خدنگ مژهات دوختهام چشم
کابروی کمان دار تو دوزد به خدنگم ۶
دستی که طمع دارم از آن ساغر صهبا
ترسم شکند شیشهٔ امید به سنگم ۷
فریاد که آن عمر شتابنده فروغی
گشت از ره بیداد ولیکن به درنگم ۸
از تنگ دلی با در و دیوار به جنگم ۱
گر کشته ز عشق تو شوم صاحب نامم
ور زنده کوی تو روم مایهٔ ننگم ۲
در ورطهٔ شوق تو چه اندیشه ز بحرم
در لجه عشق تو چه پرواز نهنگم ۳
تا پاره نگردید ز هم رشتهٔ عمرم
تار سر زلف تو نیفتاد به چنگم ۴
روی تو در آیینهٔ جان عکس بینداخت
تا تختهٔ تن پاک بگشت از همه رنگم ۵
زان رو به خدنگ مژهات دوختهام چشم
کابروی کمان دار تو دوزد به خدنگم ۶
دستی که طمع دارم از آن ساغر صهبا
ترسم شکند شیشهٔ امید به سنگم ۷
فریاد که آن عمر شتابنده فروغی
گشت از ره بیداد ولیکن به درنگم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۶ - ای خط تو را دایرهٔ حسن مسلم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸ - ای کعبهٔ مقصودم، وی قبلهٔ آمالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.