خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، است که در آن به مفاهیمی مانند عشق، می، عرفان، و تقدیر اشاره شده است. شاعر از عشق به معشوق، میخانه، و تقدیر ناگزیر زندگی سخن میگوید و زاهد را به دلیل عدم درک رازهای عشق و عرفان مورد انتقاد قرار میدهد. همچنین، او به جاودانگی عشق و رندان جهان اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند می و میخانه ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۰۵ - تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود ۱
حلقه ی پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود ۲
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود ۳
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود ۴
ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود ۵
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود ۶
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود ۷
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود ۱
حلقه ی پیر مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود ۲
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود ۳
برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود ۴
ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود ۵
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود ۶
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۴ - یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
گوهر بعدی:غزل ۲۰۶ - پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.