خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این غزل عاشقانه، به توصیف معشوق و احساسات خود نسبت به او میپردازد. او معشوق را از ماه زیباتر میداند و از عشق و اشتیاق خود سخن میگوید. همچنین، از رنجهای عشق و فداکاریهای خود برای رسیدن به معشوق یاد میکند. در پایان، شاعر به ستایش شاه زمانه، ناصرالدین، میپردازد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۳۰ - امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
تو خوب تر ز ماهی، من اشتباه کردم ۱
دوشینه پیش رویت آیینه را نهادم
روز سفید خود را آخر سیاه کردم ۲
هر صبح یاد رویت تا شام گه نمودم
هر شام فکر مویت تا صبح گاه کردم ۳
تو آن چه دوش کردی از نوک غمزه کردی
من هر چه کردم امشب از تیر آه کردم ۴
صد گوشمال دیدم تا یک سخن شنیدم
صد ره به خون تپیدم تا یک نگاه کردم ۵
چون خواجه روز محشر جرم مرا ببخشد
گر وعده عطایش عمری گناه کردم ۶
من هر غزل که گفتم در عاشقی فروغی
یک جاگریز آن را بر نام شاه کردم ۷
شاه همه سلاطین، شایسته ناصرالدین
کز قهر دشمنش را در قعر چاه کردم ۸
تو خوب تر ز ماهی، من اشتباه کردم ۱
دوشینه پیش رویت آیینه را نهادم
روز سفید خود را آخر سیاه کردم ۲
هر صبح یاد رویت تا شام گه نمودم
هر شام فکر مویت تا صبح گاه کردم ۳
تو آن چه دوش کردی از نوک غمزه کردی
من هر چه کردم امشب از تیر آه کردم ۴
صد گوشمال دیدم تا یک سخن شنیدم
صد ره به خون تپیدم تا یک نگاه کردم ۵
چون خواجه روز محشر جرم مرا ببخشد
گر وعده عطایش عمری گناه کردم ۶
من هر غزل که گفتم در عاشقی فروغی
یک جاگریز آن را بر نام شاه کردم ۷
شاه همه سلاطین، شایسته ناصرالدین
کز قهر دشمنش را در قعر چاه کردم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۹ - جانی که خلاص از شب هجران تو کردم
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱ - اگر گاهی بدان مه پاره یک نظاره میکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.