این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر زندگی و ادراک انسان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند تسبیح شیخ که به زنار تبدیل میشود یا مسجد که به خانهٔ خمار بدل میگردد، تضادها و تحولات ناشی از عشق را به تصویر میکشد. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند رستاخیز، محرومیت از وصال، و گناهکار بودن در کیش عشق اشاره دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خانهٔ خمار' یا 'گناهکار بودن در کیش عشق' نیاز به درک بالاتری از مفاهیم ادبی و فلسفی دارند.
غزل ۲۶۰ - گر آن صنم ز پرده پدیدار میشود
تسبیح شیخ حلقهٔ زنار میشود ۱
ساقی بدین کرشمه اگر میکند به جام
مسجد رواق خانهٔ خمار میشود ۲
گر دم زند ز طرهٔ او باد صبح دم
آفاق پر ز نافهٔ تاتار میشود ۳
هر کس که منع من کند از تار زلف او
آخر بدان کمند گرفتار میشود ۴
جایی رسید غیرت عشقم که جان پاک
حایل میانهٔ من و دلدار میشود ۵
ای گلبن مراد بدین تازه نازکی
مخرام سوی باغ که گل خار میشود ۶
خیزد چو چشم مست تو از خواب بامداد
خوابیده فتنهایست که بیدار میشود ۷
شد روز رستخیز و نیامد دلم به هوش
پنداشتم که مست تو هشیار میشود ۸
مهجورم از وصال تو در عین اتصال
محروم آن که محرم اسرار میشود ۹
هر تن که سر نداد فروغی به پای دوست
در کیش اهل عشق گنهکار میشود ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.