خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که دربارهٔ اهمیت عشق و محبت، همدردی با دیگران، و خطرات تنهایی و بیتوجهی صحبت میکند. همچنین هشدار میدهد که نباید به هر کسی اعتماد کرد و باید مراقب بود.
مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند «ترسد که مبادا نفسی داشته باشد» یا «سنگی به کمینت عسسی داشته باشد» نیاز به درک بیشتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
غزل ۱۹۸ - هر کس که به جان دسترسی داشته باشد
هر کس که به جان دسترسی داشته باشد
باید که به دل مهر کسی داشته باشد ۱
زان بر سر بیمار غمش پا نگذارد
ترسد که مبادا نفسی داشته باشد ۲
دل نالهکنان رفت پی محمل دلدار
کاین قافله باید جرسی داشته باشد ۳
گر یاد گلستان نکند هیچ عجب نیست
مرغی که به تنها قفسی داشته باشد ۴
از الفت بیگانه بیندیش که حیف است
دامان تو هر بوالهوسی داشته باشد ۵
در پرده قدح نوش فروغی که مبادا
سنگی به کمینت عسسی داشته باشد ۶
باید که به دل مهر کسی داشته باشد ۱
زان بر سر بیمار غمش پا نگذارد
ترسد که مبادا نفسی داشته باشد ۲
دل نالهکنان رفت پی محمل دلدار
کاین قافله باید جرسی داشته باشد ۳
گر یاد گلستان نکند هیچ عجب نیست
مرغی که به تنها قفسی داشته باشد ۴
از الفت بیگانه بیندیش که حیف است
دامان تو هر بوالهوسی داشته باشد ۵
در پرده قدح نوش فروغی که مبادا
سنگی به کمینت عسسی داشته باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷ - هر که در عشق چو من عاجز مضطر باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹ - هر دلی کز عشق ماهی اندرو راهی نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.