خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق میگوید. او از بخت بد، نگاههای فریبنده معشوق و بیتوجهی او شکایت دارد. همچنین، به رحمت الهی و بخشش امید بسته و از گناهان خود پشیمان است. در نهایت، شاعر بیان میکند که فراموش کردن معشوق کار عاقلانهای نیست.
مفاهیم عمیق عاشقانه، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده، و اشاره به مفاهیم عرفانی مانند رحمت الهی و گناه، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند.
غزل ۱۱۸ - پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
آن هم ز بخت تیرهٔ من مستقیم نیست ۱
کس دل ز غمزهات به سلامت نمیبرد
الا کسی که صاحب ذوق سلیم نیست ۲
لعل تو نرخ بوسه مگر نقد جان کند
ور نه به قدر سنگ تو در کیسه سیم نیست ۳
بیگانه را به کوی خود ای آشنا مخوان
کاهل جحیم در خور باغ نعیم نیست ۴
چندان به لطف دوست دلم شد امیدوار
کز خصمی رقیب مرا هیچ بیم نیست ۵
گر بر من آن نگار پری چهره بگذرد
تشویشم از عقوبت دیو رجیم نیست ۶
گر بنده با خبر شود از بحر رحمتش
با عفو خواجه هیچ گناهی عظیم نیست ۷
طومار جرم ما همه از جام باده شست
یارب که گفت ساقی مستان کریم نیست ۸
فارغ فروغی از غم روی تو کی شود
غافل شدن ز مساله کار حکیم نیست ۹
آن هم ز بخت تیرهٔ من مستقیم نیست ۱
کس دل ز غمزهات به سلامت نمیبرد
الا کسی که صاحب ذوق سلیم نیست ۲
لعل تو نرخ بوسه مگر نقد جان کند
ور نه به قدر سنگ تو در کیسه سیم نیست ۳
بیگانه را به کوی خود ای آشنا مخوان
کاهل جحیم در خور باغ نعیم نیست ۴
چندان به لطف دوست دلم شد امیدوار
کز خصمی رقیب مرا هیچ بیم نیست ۵
گر بر من آن نگار پری چهره بگذرد
تشویشم از عقوبت دیو رجیم نیست ۶
گر بنده با خبر شود از بحر رحمتش
با عفو خواجه هیچ گناهی عظیم نیست ۷
طومار جرم ما همه از جام باده شست
یارب که گفت ساقی مستان کریم نیست ۸
فارغ فروغی از غم روی تو کی شود
غافل شدن ز مساله کار حکیم نیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۷ - کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹ - بر سر راه تو افتاده سری نیست که نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.