خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر از بلای عشق، درد محبت، و حسرت‌هایش می‌گوید و چگونه عشق او را درمان کرده و به جانانش سپرده است. همچنین، او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود سخن می‌گوید.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۷ - باعث مردن بلای عشق باشد مرا

باعث مردن بلای عشق باشد مرا
راجت جان من آخر آفت جان شد مرا ۱

نرگس او با دل بیمار من الفت گرفت
عاقبت درد محبت عین درمان شد مرا ۲

کو گریبان چاک سازد صبح از این حسرت که باز
مطلع خورشید آن چاک گریبان شد مرا ۳

دوش پیچیدم به زلفش از پریشان خاطری
عشق کامم داد تا خاطر پریشان شد مرا ۴

سخت جانی بر نمی‌دارد سر کوی وفا
تا سپردم جان به جانان سختی آسان شد مرا ۵

داستان یوسف گم‌گشته دانستم که چیست
یوسف دل پا در آن چاه زنخدان شد مرا ۶

حسرت عشق از دل پر حسرتم خالی نشد
هر چه خون دیده از حسرت به دامان شد مرا ۷

کام دل حاصل نکردم از صبوری ورنه من
صبر کردم در غمش چندان که امکان شد مرا ۸

این تویی یا مشتری یا زهره یا مه یا پری
یا مراد هر دو عالم حاصل جان شد مرا ۹

خانهٔ شهری خراب از حسن شهر آشوب اوست
نی همین تنها فروغی خانه ویران شد مرا ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶ - چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۸ - طالب جانان به جان خریده الم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.