خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی، زیباییها و لطافتهای معشوق را توصیف میکند و عشق به او را بالاتر از همهچیز میداند. شاعر بیان میکند که هیچ زیبایی در جهان قابل مقایسه با معشوق نیست و عشق به او زندگی را معنا میبخشد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و شهید عشق بودن نیز دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۷ - این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد
این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد
وین لطف و آن حلاوت در ترک چین نباشد ۱
ماهی اگر چه مه را بر روی گل نروید
جانی اگر چه جان را صورت چنین نباشد ۲
از جان و دل فزونی وز آب و گل برونی
کاین آب و لطف هرگز در ماء و طین نباشد ۳
ای خدمت تو کردن بهتر زدین و دنیا!
آنرا که تو نباشی دنیا و دین نباشد ۴
مشتاق وصلت ای جان دل در جهان نبندد
انگشتری جم را ز آهن نگین نباشد ۵
چون دامن تو گیرد در پای تو چه ریزد
بیچارهای که جانش در آستین نباشد ۶
هان تا گدا نخوانی درویش را اگرچه
اندر طریق عشقش دنیا معین نباشد ۷
اندر روش نشاید شه را پیاده گفتن
گر بر بساط شطرنج اسبی بزین نباشد ۸
مرده شناس دل را کز عشق نیست جانی
عقرب شمر مگس را کش انگبین نباشد ۹
آن کو به عشق میرد اندر لحد نخسبد
گور شهید دریا اندر زمین نباشد ۱۰
الا به عشق جانان مسپار سیف دل را
کز بهر این امانت جبریل امین نباشد ۱۱
وین لطف و آن حلاوت در ترک چین نباشد ۱
ماهی اگر چه مه را بر روی گل نروید
جانی اگر چه جان را صورت چنین نباشد ۲
از جان و دل فزونی وز آب و گل برونی
کاین آب و لطف هرگز در ماء و طین نباشد ۳
ای خدمت تو کردن بهتر زدین و دنیا!
آنرا که تو نباشی دنیا و دین نباشد ۴
مشتاق وصلت ای جان دل در جهان نبندد
انگشتری جم را ز آهن نگین نباشد ۵
چون دامن تو گیرد در پای تو چه ریزد
بیچارهای که جانش در آستین نباشد ۶
هان تا گدا نخوانی درویش را اگرچه
اندر طریق عشقش دنیا معین نباشد ۷
اندر روش نشاید شه را پیاده گفتن
گر بر بساط شطرنج اسبی بزین نباشد ۸
مرده شناس دل را کز عشق نیست جانی
عقرب شمر مگس را کش انگبین نباشد ۹
آن کو به عشق میرد اندر لحد نخسبد
گور شهید دریا اندر زمین نباشد ۱۰
الا به عشق جانان مسپار سیف دل را
کز بهر این امانت جبریل امین نباشد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶ - هر که در عشق نمیرد به بقایی نرسد
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - قومی که جان به حضرت جانان همی برند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.